خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
افسانه
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
شکلات تلخ
در جستجوی دريائی بزرگتر...
آلما خانوم جان
داروخانه شبانه روزی
برگی از دفترچه ايام
من او
مردخاکستری
آريو برزن
موناليزا
تو را من چشم در راهم
بانوانه
عکس های سرزمين خورشيد
عينالی
مترسک خيابان پنجم
زندگی خوب و بدش به کام ماست
پرواز
شخص ثالث
پیامبران کاغذی
داروساز ناخواسته !!
حر فهای برادر علی
دوراه قپون
جاده نمناک
دوران حکومت عشق
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
بالاخره برمی گردی
زهير من
به من گفتی برو .يک بار .ده بار .صدبار .
فکر می کنی من رفته ام .نه ؟
عاشقانه هامو برات می نويسم (در کنار رودخانه پيدرا نشستم وگريه کردم ) و يقين دارم لحظه ای که نوشتن پايان گيرد و بخواهم آنها را به آب رودخانه پيدرا بياندازم تو برمی گردی .بالاخره کسی ادرس نوشته هامو بهت ميده و تو اين وبلاگ را می خونی .و با غرور می گی من زهير را می شناسم .من ميدونم صاحب اين نوشته ها کجا زندگی ميکنه؟يعنی هنوز منو دوست داره ؟
ميدانم که بر می گردی اين بار عاشق تر .گرم تر .وفادارتر .(آخه من يک زنم اين چيزا رو خوب ميدونم )
اين بار خودت برمی گردی ولی با هياتی جديد و نامی جديد .با بازی جديد .
و باز من به روت آغوش باز می کنم ...
پيام هاي ديگران () link شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٥ - افسانه